به گزارش صراط نیوز به نقل از فوتبال ۳۶۰، تیم ملی فوتبال ایران با تساوی ۲-۲ مقابل ازبکستان در هشتمین بازی مرحله انتخابی جام جهانی، توانست بلیت حضورش در جام جهانی ۲۰۲۶ را نهایی کند و با احتساب ۳ کشور میزبان جام جهانی، ششمین کشوری شود که حضورش در جام پیشرو را قطعی کند. ایران مطابق با انتظار صعود زودهنگامی به جام جهانی داشت ولی مشخصا این زودهنگامی به معنای بینقص بودن این تیم نیست؛ امری که البته بر کسی پوشیده نیست و حالا اغلب کارشناسان فوتبال ایران واقف هستند که تیم ملی ناگزیر از ایجاد تغییرات در ترکیب، سیستم و نیمکت است. باوجود این شاید برای شروع بد نباشد که امیر قلعهنویی، مربیای که در بازههای مختلف زمانی مورد حمایت مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، قرار گرفته، ۳ مورد اصلی را در دستور کار قرار دهد.
خودتان را گول نزنید
این مهمترین موضوعی است که قلعهنویی و کادر فنی تیم ملی باید آن را باور کنند. تیم ملی در شرایطی راهی جام جهانی شده که مشخصا با ساختار یک تیم منسجم فاصله زیادی دارد. این موضوع درست در روزهایی عنوان میشود که خطری تیم ملی را بابت عدم صعود به جام جهانی تهدید نمیکند و حب و بغضی در آن دیده نمیشود. ایران در همین جدال با ازبکستان هم نمایش یکدستی نداشت؛ شبیه به بسیاری از بازیهای دیگر که در یک بخش، یک جای کار میلنگد. برای مرور واضحتر این بخش همچنان نیاز است تا نتایج و سبک بازی سینوسی تیم ملی در عصر امیر قلعهنویی مورد بررسی قرار بگیرد.
«یکی در میان» شدن خوب بازی کردن تیم ملی در این عصر به اوج خود رسیده و از همه بدتر اینکه ظاهرا تبدیل به یک عادت دیرینه در تیم قلعهنویی شده است. امیر حالا به اندازه کافی سکان هدایت این تیم را در دست داشته و دیگر بهانهای برای نداشتن زمان کافی هم ندارد. با وجود این ولی هنوز نتایج و سبک نمایش سینوسی تیم ملی برطرف نشده. این یکی نیازمند نگرشی اساسی است و نباید صعود به جام جهانی موجب غفلت شود. واضح است که بازیکنان و اعضای کادر فنی میتوانند دلخوش به این صعود باشند و با حرکات موزون آن را جشن بگیرند ولی نباید گول چنین مسئلهای را خورد و با تصور بینقص بودن پا به جام جهانی گذاشت.
کادر را تقویت کنید
امیر قلعهنویی محصول ایرانی نیمکت تیم ملی ایران است ولی او هنوز هم برای رسیدن به ایدهآلهای مهم در امر مربیگری نیاز به مواردی بیشتر دارد. قاعدتا به واسطه مهم بودن تیم ملی، بدیهی است که او به رتق و فتق تمام امور نرسد. مشکل اصلی ولی این جاست که ظاهرا قلعهنویی نگاهی به تغییرات روی نیمکت تیم ملی ندارد. چه خوشمان بیاید چه نه، این نیمکت نیاز به تقویت دارد تا مشکلات عدیده تاکتیکی و فنی که حتی بعضا در جدال با تیمهای درجه ۲ آسیا هم خودنمایی میکند، برطرف شود. قلعهنویی فعلا در کادر فنیاش فقط یک مربی خارجی دارد ولی واضح است که نیاز است تعداد این قبیل مربیان، البته به قید داشتن شرایط لازم، بیشتر شود.
مشکلات ساختاری در خط دفاعی تیم ملی از مدتها قبل گریبان این تیم را گرفته و متاسفانه کادر فنی فعلی نتوانسته نواقص آن را برطرف کند. دست بر قضا این موضوع همان چیزی است که خود قلعهنویی هم بر آن صحه گذاشته و حتی در مقطعی میخواست با برقراری یک مینیکمپ از این مشکلات بکاهد. باوجود این به نظر میرسد برای حضور در تورنمنت مهمی مثل جام جهانی نیاز به تقویت نیمکت تیم ملی است. این کادر اگرچه چندین چهره موجه دارد ولی مشخصا در برطرف کردن تمامی نواقص تاکتیکی و فنی تیم ملی تا به الان موفق نبوده است. حالا به نظر میرسد که باید با واقعیت به طور جدیتری روبهرو شد و پذیرفت که نیمکت تیم ملی نیاز به تقویت دارد.
جوانها را دریابید
اگر پس از شکست مقابل قطر در جام ملتهای آسیا یک راهکار برای برون رفت از شرایط فعلی تیم ملی پیدا میشد همین جوانگرایی بود. قلعهنویی در آخرین کنفرانس خبریاش در جام ملتها از این گفت که باید سریعا به سمت جوانگرایی رفت ولی بعدها که خیالش از بقا روی نیمکت تیم ملی راحت شد، این موضوع را از اولویت خارج کرد و وعده «فردا» را داد. حالا هنوز فردای قلعهنویی از راه نرسیده ولی میتوان نشانههای بیشتری از نگرانی سن و سال در تیم ملی پیدا کرد. میانگین سنی آخرین جدال تیم ملی مقابل ازبکستان به قدر کافی نگرانکننده است. این میانگین ۳۰.۲ سال است که بیش از بازی قبلی با امارات است. پیشتر هم گفته شد که ایران با ۲۹.۸ در جام جهانی، پیرترین تیم جام ۲۰۲۲ بود و با میانگین ۲۹ سال، دومین تیم پیر جام ملتهای اخیر.
حالا به جای آنکه این میانگین پایین بیاید، بالا و بالاتر رفته است. واضح است که اصرار قلعهنویی به استفاده از همین بازیکنان در جام جهانی، میانگین سنی ایران را به طرز وحشتناکی بالا میبرد و به عدد تقریبی ۳۲ خواهد رساند. از همه بدتر وضع خط دفاعی تیم ملی ایران است که در همین بازی آخر با احتساب سن و سال علیرضا بیرانوند، این خط میانگین سنی ۳۱ سال را ثبت کرد. بدیهی است که در جامی که ستارههای اصلیاش نهایتا ۲۰ و چندساله و یا حتی کمتر از ۲۰ سال خواهند بود، با چنین میانگین سنی نمیتوان انتظار دوندگی بالا در بازیهای متعدد داشت. این یکی دیگر باید از حالت فرمالیته خارج و تبدیل به اولویت قلعهنویی برای تیم ملی شود. اینکه جوانان فقط به زور افکار عمومی بخواهند وارد ترکیب شوند، دردی از تیم ملی دوا نخواهد کرد.